تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی اخوت

پایگاه اطلاع رسانی اخوت

نقاط اشتراک مذاهب اسلامی

نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟

پاسخ :

زماني كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در مكه مبعوث شده و دين اسلام را در ميان مردم به صورت علني اعلام فرمود ، با مخالفت قريش و به ويژه سران آن‌ها روبرو شدند . از آن جاي كه سران قريش قدرت گرفتن دين اسلام را با منافع خود در تضاد مي‌ديدند ، در برابر رشد روز افزون دين مبين اسلام وحشت كرده و جنگ همه جانبه‌اي را آغاز كردند ؛ تا جايي كه هر كسي را كه مسلمان مي‌شد ؛ به ويژه اگر از بردگان و كنيزان بود ، به شدت مورد آزار و اذيت قرارمي‌ دادند تا از دين اسلام دست بكشند .

نمونه بارز آن كشته شدن ياسر و همسرش سميه ، پدر و مادر عمار بود كه تحت شكنجه مشركان قريش به شهادت رسيدند.

ايمان آوردن عمر ، از ديدگاه اهل تسنن :

عمر بن الخطاب نيز كه از سران قريش به شمار مي‌آمد ، طبق شهادت بزرگان اهل سنت ، از كساني بود كه در برابر دين اسلام و پيامبر گرانقدر اسلام مقاومت شديدي مي‌كرد و هر كسي را كه مسلمان مي‌شد آزار و شكنجه قرار مي داد ؛ تا آن جا كه بسياري از مشركين از ترس وي اسلام نمي‌آوردند و يا اسلام خود را مخفي مي‌كردند و اگر اسلام آنان علني مي شد توسط عمر بن خطاب شكنجه مي‌شد . ما در اين جا فقط به دو مورد اكتفا مي كنيم .

اذيت و آزار مسلمانان توسط عمر :

ذهبي در تاريخ الإسلام و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند :

عن عبد العزيز بن عبد الله بن عامر بن ربيعة عن أمه ليلى قالت : كان عمر من أشد الناس علينا في إسلامنا فلما تهيأنا للخروج إلى الحبشة جاءني عمر وأنا على بعير نريد أن نتوجه فقال : إلى أين يا أم عبد الله ؟ فقلت : قد آذيتمونا في ديننا فنذهب في أرض الله حيث لا نؤذى في عبادة الله فقال : صحبكم الله ثم ذهب فجاء زوجي عامر بن ربيعة فأخبرته بما رأيت من رقة عمر بن الخطاب فقال : ترجين أن يسلم ؟ قلت : نعم قال : فوالله لا يسلم حتى يسلم حمار الخطاب . يعني من شدته على المسلمين .

تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج1 ،‌ ص181 و الكامل في التاريخ ، ج2 ،‌ ص 84 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 100 و المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 58 – 59 و السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 32 – 33 و سيرة النبي (ص ) ، ابن هشام الحميري ، ج 1 ، ص 229 و ... .

عبد الله بن عامر بن ربيعه از مادرش ليلي نقل مي کند که گفت : عمر از سختگير ترين مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود ( مانع ما مي شد ) ؛ وقتي که خواستيم به حبشه برويم عمر به نزد من آمد در حاليکه من بر شتري بودم و مي خواستم که به راه بيفتم ؛ پس گفت : اي أم عبد الله به کجا مي روي ؟ پاسخ دادم : شما ما را به خاطر دينمان آزار داديد ؛ پس در زمين خدا به جايي مي رويم که به خاطر بندگي خدا آزار نشويم ! پس گفت : خدا همراه شما باشد ؛ پس شوهرم عامر بن ربيعة به نزد من آمد و او را از آنچه که ديده بودم يعني آرام شدن عمر ، با خبر کردم ؛ پس او به من گفت : آيا اميد داري که اسلام بياورد  ؟ پاسخ دادم : آري ؛ گفت : قسم به خدا او اسلام نمي آورد تا اينکه الاغ خطاب هم اسلام آورد ( يعني حتي اگر الاغ هم اسلام بياورد او اسلام نمي آورد ) از بس که بر مسلمانان سخت گير بود .

نحوه اسلام آوردن عمر :

بسياري از علماي اهل سنت و از جمله ذهبي در تاريخ الاسلام ، محمد بن سعد در الطبقات الكبري و ابن عساكر در تاريخ دمشق ، اسلام آوردن عمر را اين گونه نقل كرده‌اند :

عن أنس بن مالك قال : خرج عمر رضي الله عنه متقلدا السيف فلقيه رجل من بني زهرة فقال له : أين تعمد يا عمر ؟ قال : أريد أن أقتل محمدا !

قال : وكيف تأمن في بني هاشم وبني زهرة وقد قتلت محمدا ؟

فقال : ما أراك إلا قد صبأت . قال : أفلا أدلك على العجب إن ختنك وأختك قد صبآ وتركا دينك .

فمشى عمر فأتاهما وعندهما خباب فلما سمع بحس عمر توارى في البيت فدخل فقال : ما هذه الهينمة ؟ وكانوا يقرءون طه قالا : ما عدا حديثا تحدثناه بيننا قال : فلعلكما قد صبأتما ؟ فقال له ختنه : يا عمر إن كان الحق في غير دينك ؟ فوثب عليه فوطئه وطئا شديدا فجاءت أخته لتدفعه عن زوجها فنفحها نفحة بيده فدمي وجهها فقالت وهي غضبى : وإن كان الحق في غير دينك إني أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله .

فقال عمر : أعطوني الكتاب الذي هو عندكم فأقراه وكان عمر يقرأ الكتاب فقالت أخته : إنك رجس وإنه لا يمسه إلا المطهرون فقم فاغتسل أو توضأ فقام فتوضأ ثم أخذ الكتاب فقرأ ( طه ) حتى انتهى إلى : * ( إنني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدني وأقم الصلاة لذكري ) *

فقال عمر : دلوني على محمد فلما سمع خباب قول عمر خرج فقال : أبشر يا عمر فإني أرجو أن تكون دعوة رسول الله صلى الله عليه وسلم لك ليلة الخميس : اللهم أعز الإسلام بعمر بن الخطاب أو بعمرو بن هشام . وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم في أصل الدار التي في أصل الصفا .

فانطلق عمر حتى أتى الدار وعلى بابها حمزة وطلحة وناس فقال حمزة : هذا عمر إن يرد الله به خيرا يسلم وإن يرد غير ذلك يكن قتله علينا هينا قال : والنبي صلى الله عليه وسلم داخل يوحى إليه فخرج حتى أتى عمر فأخذ بمجامع ثوبه وحمائل السيف فقال : ما أنت بمنته يا عمر حتى ينزل الله بك من الخزي والنكال ما أنزل بالوليد بن المغيرة ؟ فهذا عمر اللهم أعز الإسلام بعمر فقال عمر : أشهد أن لا إله إلا الله وأنك عبد الله ورسوله .

تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 174 – 175 و تاريخ المدينة ، ابن شبة النميري ، ج 2 ، ص 657 – 659 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 44 ، ص 34 – 35 و الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 267 – 269 و... .

از انس بن مالک روايت شده است که عمر در حاليکه شمشير به همراه داشت از خانه بيرون شد ؛ پس شخصي از بني زهره او را ديد وگفت : اي عمر ، قصد کجا داري؟

پاسخ داد : مي خواهم محمد را بکشم !!

گفت : اگر محمد را بکشي ، چگونه از بني هاشم وبني زهره در امان خواهي بود ؟

عمر پاسخ  داد : به گمانم که تو نيز دست از دين خود برداشته اي ( و مسلمان شده اي )

 آن شخص گفت : آيا مي خواهي تو را بر چيزي شگفت ، راهنمايي کنم ؟ داماد تو و خواهرت نيز از دين خويش بيرون شده اند !!!

پس عمر به راه افتاده و به نزد ايشان رفت ؛ خباب نيز در آنجا بود و وقتي که آمدن عمر را احساس کرد در خانه پنهان شد ؛ عمر گفت : اين سر و صداها چيست ؟ - ايشان سوره طاها را تلاوت مي کردند – پاسخ دادند : چيزي جز سخناني که به هم مي گفتيم نبود ؛ عمر گفت : و شايد شما از دين بيرون شديد ؟

داماد عمر به او پاسخ داد : اي عمر ؛ اگر حق در غير دين تو باشد چه خواهي کرد ؟

عمر بر او جهيده و او را لگد کوب نمود ، پس خواهرش هم آمد تا از شوهرش دفاع کند اما عمر چنان با دست بر صورت او کوبيد که صورت او خونين شد ؛ پس خواهرش در حال عصبانيت گفت : اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت مي دهم که خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست .

پس عمر گفت : کتابي را که در نزد شماست به من بدهيد – عمر خواندن مي دانست – پس خواهرش به او گفت : تو کثيف هستي و غير از پاکيزگان نبايد اين کتاب را لمس کنند ؛ برخيز و غسل بنما يا وضو بگير ؛ پس او وضو گرفت و کتاب را گرفته و خواند : طه ؛ تا به اين جا رسيد که « انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني وأقم الصلاة لذکري »

عمر گفت : من را به نزد محمد ببريد ؛ وقتي که خباب کلام عمر را شنيد گفت : بشارت بادت اي عمر ؛ اميدوارم که دعاي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در شب پنجشنبه که گفتند : « خدايا اسلام را به وسيله عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام عزيز بنما » در مورد تو مستجاب شده باشد ؛ و در اين هنگام رسول خدا در خانه خويش در پاي کوه صفا بودند . 

پس عمر به راه افتاده و به در خانه رسول خدا رفت ؛ و حمزه و طلحه و عده اي نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه گفت : اين شخص عمر است که اگر خدا در مورد او خير مقدر کرده باشد مسلمان مي شود ؛ و اگر غير اين را اراده کرده باشد کشتن او براي ما آسان است ؛ رسول خدا نيز در خانه بودند در حاليکه به ايشان وحي صورت مي گرفت ؛ پس از خانه بيرون آمدند و به کنار عمر رسيدند ، پس او دست به کمر بند و محل بستن شمشير برد ؛ پس حضرت فرمودند : اي عمر نمي خواهي بس کني ؟ تا اينکه خداوند همان ذلتي را که بر وليد بن مغيره وارد کرد ، بر تو نيز فرود آورد ؟ اين شخص عمر است ، خدايا اسلام را با عمر عزيز بنما !!! پس عمر گفت : شهادت مي دهم که خدايي جز خداي يگانه نيست و اينکه تو بنده و فرستاده خدايي .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟

گروه اهل سنت  

سؤال كننده : سوده اميني

پاسخ :

طبق روايات صحيح السندي كه در بسياري از كتاب‌هاي اهل سنت وجود دارد ، اين دو لقب مبارك ، از القاب اختصاصي آقا امير المؤمنين عليه السلام بوده است ؛ اما  اهل سنت تلاش كرده اند كه اين فضليت را براي خلفاي  ديگر نقل كنند . ما به چند روايت اشاره مي‌كنيم .

1 . بسياري از علماي اهل سنت ؛ از جمله ابن ماجه قزويني در سننش كه يكي از صحاح سته اهل سنت به شمار مي‌‌آيد ، با سند صحيح نقل كرده‌:

عَنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إِلَّا كَذَّابٌ صَلَّيْتُ قَبْلَ النَّاسِ بِسَبْعِ سِنِينَ .

سنن ابن ماجة ، ج1 ، ص 44 ، و البداية والنهاية ، ج3 ، ص 26 و  المستدرك ، حاكم نيشابوري ، ج3 ،  ص 112 وتلخيص آن ، تأليف ذهبي در حاشيه همان صفحه ، و تاريخ طبري ، ج2 ، ص 56 ، والكامل ، ابن الاثير ، ج2 ، ص 57 و فرائد السمطين ، حمويني ، ج 1 ص 248 و الخصائص ، نسائي ، ص 46 با سندي كه تمام روات آن ثقه هستند ، و تذكرة الخواص ، ابن جوزي ، ص 108 و ده‌ها سند ديگر .

عباد بن عبد الله گويد : علي عليه السلام فرمود : من بنده خدا ، برادر رسول خدا و صديق اكبر هستم ، پس از من جز دروغگو كسي ديگر خود را «صديق» نخواهد خواند ، من هفت سال قبل از ديگران نماز مي‌خواندم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چرا رهبر انقلاب نسبت به برخی مسائل سکوت میکنند

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی اقدام به انتشار متن کامل جلسه پرسش و پاسخ میان برخی دانشجویان و آیت الله مصباح، حول مسائل سیاسی روز کشور کرد.

در بخشی از این جلسه یکی از دانشجویان با اشاره به حوادث پس از انتخابات دهم در کشور و با بیان اینکه شواهد عینی خیلی زیادی وجود دارد که شخص خاصی پشت خیلی از قضایا بوده است به حمایت‌های مقام معظم رهبری از این فرد در جمع بسیجی‌ها و در نماز جمعه اشاره کرده و نظر آیت الله مصباح را در این خصوص پرسیده است.

اما آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به این سوال با بیان اینکه رفتار و خط مشی و موضع‌گیری‌های بعضی اشخاص با مقام معظم رهبری متفاوت است، اظهار داشت: جای شکّی نیست، در رفتار شخصی، خانوادگی، در تفکرات فقهی، سیاسی و در خط مشی‌های سیاسی که ناشی از همین تفکرات و منش‌هاست.

وی در ادامه پاسخ به این سوال را مسئله‌ای دانست که پاسخش پختگی بیشتری در مدیریّت کلان جامعه می‌خواهد و با اشاره به دوره اول ریاست جمهوری بعد از انقلاب افزود: آن رئیس جمهور با رأی نسبتاً بالایی انتخاب شد. در بیت خود امام هم کسانی از حامیان ایشان بودند. بعضی از فرزندان امام ـ‌ذکوراً و اناثاً‌ـ از او حمایت می‌کردند. در جامعه هم از قشرهای مختلف، حتّی از روحانیان از ایشان حمایت می‌کردند و بالاخره او رئیس جمهور شد. رفتار امام طوری بود که مردم خیال می‌کردند که خود ایشان هم با او موافق است و آن‌قدر این رفتار با سعه صدر توأم بود که امثال مرحوم دکتر بهشتی معترض شدند.

این استاد برجسته حوزه علمیه قم به فرار بنی صدر با لباس زنانه از کشور اشاره کرد و گفت که پس از آن بود که امام فرمود من از اول با این شخص مخالف بودم.
وی ادامه داد: منظورم این است که آنهایی که به ظاهر قضاوت می‌کردند، فکر می‌کردند که وقتی مثلاً بعضی از فرزرندان و نزدیکان امام از ایشان حمایت می‌کنند، امام هم مخالفتی با ایشان نمی‌کرد، مثل دیگران خدمت امام رفت و آمد می‌کرد. در آن اوجی که امام قرار داشت، مصلحتی می‌دید که امثال ما نمی‌توانند درست آنرا درک کنند. امام ثابت کرد که خیلی بهتر از دیگران می‌فهمد چه کار باید کرد. البته دیگران را از انجام وظایفشان نهی نمی‌کرد. از دار و دسته آنها و از کارهایی که می‌کردند و حرف‌هایی که می‌زدند هم انتقاد می‌کرد؛ امّا این‌طور نبود که به شخص رئیس جمهور بگوید: تو به عنوان رئیس جمهور لیاقت نداری، یا بگوید: باید کنار بروی.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با ذکر این مطلب تصریح کرد: این‌که چرا مقام معظم رهبری آنجاهایی که ما حتّی یقین داریم که فردی صالح نیست، ایشان باز هم در شرایطی به صورتی حمایت می‌کنند، در یک کلمه باید گفت ایشان افقی را می‌بیند که حفظ یک مصلحت اقوا و اهمّ دینی است. این مسئله باید به جایی برسد که همه مردم حقیقت را بفهمند.

وی با بیان اینکه گاهی رفتاری از یک شخصی یک معنایی دارد و از دیگران معنای دیگری افزود: این رفتار از آن شخص کاملاً صحیح و بجاست، امّا دیگران نباید از آن تقلید کنند. اینجا جای تقلید نیست. این‌گونه رفتار مقتضای آن مقام است، نه مقتضای حق آن شخص. او در مقام و در قلّه‌ای قرار دارد که بسیاری از افق‌های اطراف را باید ببیند، جرح و تعدیل کند، مصلحت و مفسده‌ها را با هم بسنجد و در مقطع نسبتاً طولانی مصلحت‌ها را با هم مقایسه کند. امّا دیگران این‌گونه مسؤولیّتی ندارند. آنها باید زمینه را فراهم کنند، برای این‌که او بتواند آنچه را مصلحت اصلی می‌داند، اعمال کند.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه با اشاره به یکی از فرموده‌های مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه "هر کس هر چه می‌داند باید بگوید، روشن‌گری کنید؛ البته سعی کنید آنچه می‌دانید، درست باشد" خاطرنشان کرد: "اگر از ایشان سؤال کنیم: آقا، آیا شما هر چه را می‌دانید می‌گویید؟ قطعاً خواهند گفت: نه، من خیلی چیزها را می‌دانم ولی نمی‌گویم و نباید بگویم؛ امّا وظیفه من غیر از شماست."

وی در ادامه با بیان اینکه تجربه بیست ساله نشان داده است که رأی ایشان و رفتار ایشان صائب است اظهار داشت: خیلی جاها ما فکر می‌کردیم باید به گونه دیگر رفتار کرد؛ بعد معلوم شد ایشان درست می‌گفتند. معنای پذیرفتن ولایت مطلقه فقیه همین است؛ ولی ممکن است برای آدم سؤال مطرح ‌شود. این عیب ندارد که سؤال کنند و جواب را بهتر و شفاف‌تر بدانند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

به مناسبت دهه مبارک فجر؛تأمین مشروط اشرار سیستان و بلوچستان

اداره کل اطلاعات سیستان و بلوچستان در اطلاعیه ای اعلام کرد: عناصر فراری و فریب خورده به میمنت گرامیداشت سی و یکیمن سالگرد انقلاب اسلامی ایران از رأفت جمهوری اسلامی برخوردار می شوند. 

اداره کل اطلاعات استان سیستان و بلوچستان در اطلاعیه ای از اعطای تأمین به اشرار و عناصر فراری در این استان به میمنت سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر در زاهدان، اداره کل اطلاعات سیستان و بلوچستان در اطلاعیه ای اعلام کرد: عناصر فراری و فریب خورده به میمنت گرامیداشت سی و یکیمن سالگرد انقلاب اسلامی ایران از رأفت جمهوری اسلامی برخوردار می شوند.

در این اطلاعیه آمده است: نظر به رأفت و رحمت اسلامی بار دیگر رحمت و عفو نظام اسلامی شامل حال افرادی می شود که به نحوی در دام دشمنان این مرز و بوم گرفتار شده اند.

در ادامه تاکید شده است: به منظور بازگشت همه عناصر فریب خورده و متواری داخل و خارج کشور به آغوش میهن اسلامی به آن دسته از افرادی که به هر دلیل متواری شده اند و از اعمال خود پشیمانند و درصدد بازگشت به زندگی سالم در کنار شهروندان هستند، فرصت داده می شود.

همچنین در این اطلاعیه خاطر نشان شده است: این دسته از افراد می توانند با مراجعه خود، خانواده یا وکلایشان به ستادهای خبری اطلاعات در سراسر استان و دیگر مراجع دارای صلاحیت به ارائه تقاضای تأمین اقدام کنند تا نسبت به پیگیری مراحل قانونی آن اقدام شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

آنچه در مصاحبه تلویزیونی احمدی‌نژاد توجه نشد

احمدی نژاد در این گفتگو به قبول تبادل اورانیوم به خارج از کشور اشاره کرد که موضع جدیدی نبود اما در بخشی دیگر از سخنانش تبادل اورانیوم در کشور ثالث را بلامانع دانسته که بازتاب های فراوانی داشت و پیشنهاد قبلی آژانس بین المللی انرژی اتمی را در مورد تبادل اورانیوم در خاک روسیه یادآور شد.

اما آنچه که در سخنان رئیس جمهور تلویحا تاکید می شد اما در میان جنجال های رسانه ها دیده نشد، اشاره ای به آمریکا برای همکاری هسته ای بود.

احمدی نژاد در این گفتگو تاکید کرد:«ما غنی سازی اورانیوم داریم و حتی توان تولید سوخت 20 درصد هم داریم، بحث بر سر این است که بیائید همکاری و تبادل کنیم، بعضی ها تعامل و تبادل را پذیرفتند و بعضی ها از جمله انگلیس و رژیم صهیونیستی از این پیشنهاد ناراحت شدند.»

این درحالی است که در میان اظهارات مقامات کشورهای گروه 1+5 آمریکا، آلمان و فرانسه بیشتر از انگلیس موضع تند بر علیه مواضع ایران در پرونده هسته ای داشتند و هرچند که انگلیس آنها را همراهی می کرد اما ابتکاراتی مانند سفر دوره ایی وزیر خارجه آلمان برای رایزنی با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، چین و ژاپن برای همراهی آنان با موضع غرب در پرونده هسته ای ایران و پیشنهاد وزیر خارجه آمریکا برای نشست نیویورک در مورد بررسی تحریم های بیشتر علیه ایران را نداشت.

رئیس جمهور در این گفتگو بر خلاف سخنان گذشته اش مستقیما آمریکا را مخالف و مقابل پرونده هسته ای ایران عنوان نکرد و از واژه هایی مانند طرف مقابل، غربی ها و دو کشور انگلیس و رژیم صهیونیستی در این خصوص استفاده کرد.

وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: آنها می خواهند با ما همکاری کنند، البته به غیر از دو کشوری که گفتم ( انگلیس و رژیم صهیونستی ) ما نیز مشکلی نداریم.

این در حالی است که ایران به غیر از رژیم صهیونیستی و آمریکا تاکنون برای همکاری با سایر کشورها مانعی نداشت.

البته اشاره به همکاری با آمریکا باز هم در گفتگوی تلویزیونی احمدی نژاد تکرار شد، وی با بیان اینکه برای ما اشکالی ندارد آمریکا، فرانسه یا روسیه برای ما نیروگاه بسازند، گفت: این موضوع هم به نفع ما است و هم به نفع آنها.

در حالیکه روسیه و فرانسه با ما ارتباطات اقتصادی و تجاری دارند و روسیه در نیروگاه بوشهر با ایران همکاری هسته ای می کند، اعلام اینکه آمریکا مانند روسیه و فرانسه می تواند با ایران همکاری هسته ای داشته باشد را می توان آغاز فصلی در مواضع ایران در قبال آمریکا دانست.

این در حالی است که رسانه های بین المللی از مجموع گفته های احمدی نژاد، به پذیرش تبادل اورانیوم در خارج از خاک ایران بیشتر توجه کردند و حتی توجه و جنجال رسانه ای واکنش مقامات گروه 1+5 را هم برانگیخت و آنان نیز از ایران خواستند مواضع خود را رسما به آژانس اعلام کند و حتی امیدوار بودند تا وزیر خارجه ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ رسما این موضع را به مدیرکل سازمان ملل ارائه دهد.

در حالیکه در سخنان متکی، اشاره ایی به تبادل اورانیوم در خارج از کشور نشد و یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز شنبه اعلام کرد هیچ پیشنهاد جدیدی از سوی ایران دریافت نکرده است و در دیدار با متکی تنها تبادل نظر صورت گرفته است.

متکی که مانند رئیس جمهور در این کنفرانس انتقاد مستقیمی به آمریکا نکرد، در بخشی از سخنان خود در این کنفرانس به نقطه مشترک مواضع ایران و آمریکا اشاره کرد و گفت: ما با سخنان رییس جمهور آمریکا مبنی بر خلع سلاح اتمی بدون تبعیض، موافقیم.

البته برخی از رسانه های اروپایی، تمایل ایران به همکاری و برقراری روابط دیپلماتیک با آمریکا را در سفر مشایی به سوئیس که حافظ منافع این کشور در ایران است تعبیر کردند و بر اساس گمانه زنی های این رسانه ها، مشایی احتمالا حامل پیامی هایی برای مقامات سوئیس در مورد تمایل ایران به میانجگری این کشور با آمریکا بوده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاکستان: ریگی تحت حفاظت آمریکاست

این روزنامه با اعلام اینکه گروهک تروریستی جندالله تهدیدی جدی علیه پاکستان، ایران و سراسر منطقه است به نقل از منابع مسئول وزارت امور خارجه پاکستان می نویسد: رئیس گروهک تروریستی جندالله همراه با دوستان خود در افغانستان پناهنده شده و از حمایت و پشتیبانی نیروهای خارجی بویژه آمریکایی برخوردار است. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

منتظر ما باشید!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |